شمس الدين حافظ
529
سفينه حافظ ( فارسى )
[ 473 وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتوانى ] 75 [ 1 ] شماره مسلسل 686 وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتوانى * حاصل از حيات اى جان يك دمست تا دانى پيش زاهد از رندى دم مزن كه نتوان گفت * با طبيب نامحرم حال درد پنهانى با دعاى شبخيزان اى شكر دهان مستيز * در پناه يك اسمست خاتم سليمانى كامبخشى گردون عمر در عوض خواهد * جهد كن كه از عشرت كام خويش بستانى يوسف عزيزم رفت اى برادران رحمى * كز غمش عجب بينم حال پير كنعانى مىروى و مژگانت خون خلق مىريزد * تند « 1 » مىروى جانا ترسمت فرومانى پند عاشقان بشنو وز در طرب بازآ * كاين همه نمىارزد شغل عالم فانى زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد كشت * عاقلا مكن كارى كآورد پشيمانى خمشكن « 2 » نمىداند اينقدر كه صوفى را * جنس « 3 » خانگى باشد همچو لعل رمانى گر تو فارغى از من اى نگار سنگيندل * حال خود بخواهم كفت پيش آصف ثانى از درم در آ روزى تا زنم به شادى دست * روشنى به من پيوست راستى بمه مانى باغبان چو من زينجا بگذرم حرامت باد * گر بجاى من سروى غير دوست بنشانى دل ز ناوك چشمت گوش داشتم « 4 » ليكن * ابروى كماندارت مىبرد به پيشانى « 5 » جمع كن باحسانى حافظ پريشان را * اى شكنج « 6 » گيسويت مجمع پريشانى [ اى كه در كشتن ما هيچ مدارا نكنى ] 76 شماره مسلسل 687 اى كه در كشتن ما هيچ مدارا نكنى * سود و سرمايه بسوزى و محابا « 7 » نكنى دردمندان بلا زهر هلاهل دارند * قصد اين قوم خطا باشد هان تا نكنى رنج ما را كه توان برد بيك گوشهء چشم * شرط انصاف نباشد كه مداوا نكنى
--> ( 1 ) در بعضى نسخ بجاى « تند » ، « تيز » آمده است ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « خمشكن » ، « محتسب » آمده است ( 3 ) مقصود از جنس خانگى شراب خانگى است . ( 4 ) گوش داشتن يعنى نگاه داشتن و محفوظ داشتن و محافظت نمودن ( 5 ) پيشانى يعنى شوخى ، بىشرمى ، سختروئى ، ايستادگى . و مكر ( 6 ) پيچ و خم زلف ، به مار سرخ نيز گويند ( 7 ) محابا يعنى پروا داشتن . [ 1 ] پاورقى غزل 75 - مرحوم دكتر غنى معتقد است كه اين غزل را در زمان امير مبارز الدين سروده است .